|
گاه می خواهی از چیزهایی که مرا فرو ریختند سخن بگویم ، من اما می ترسم از این که آن چه این چنین سخت در من نشسته ، لبان تو را ، تنها به تمسخر بیا راید! **** امروز نیز خواهد گذشت ، برای من ... برای تو ... و من هم چنان خو اهم ماند و خواهم دید ... و تو هم چنان خواهی ماند و خواهی دید ... و ما ... به دنبال صدایی آرام می گردم ، نه فریاد! به دنبال ذره ای صداقت می گردم ، نه منجلابی از دروغ! آیا اینقدر نایاب است بر زمین شما؟!...
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 21:58  توسط جوجه اردك زشت
|
|
|