|
روحم آشفته وار علی علی می گوید...
آخر چگونه می توان خدای بزرگ را پرستید و به علی عاشق نشد؟ چگونه ممکن است به خدا که کمال مطلق است چشم دوخت ولی کمال متعالی علی را ندیده گرفت؟ عشق به علی جزوی از پرستش خداست. قلبی حساس دارم که نوازش نسیم حیات آن را می لرزاند. زیبایی غروب و طلوع آفتاب دیوانه اش می کند.آسمان بلند پرستاره مستش می نماید. مرغ های هوا و ماهی های دریا جذبش می کند< کوه های بلند افق بی پایان و اقیانوس بی کران به ابدیتش می برد. این حساس مرموز قلبی محسور عظمت و زیبایی عالم خلقت می شود و مرا در مقابل خالق آن وادار به سجده می کند... همان احساس نیز تار و پود قلبم را به عشق علی لرزه می اندازد و مرا این چنین شیفته و شیدای او می کند. و عجب دارم اگر کسانی قلب داشته باشند و زیبایی و عشق انسانیت در آن ها اثر کند ولی در مقابل آن همه لطف و کمال و عشق و انسانیت علی شیفته نگردند.... علی چگونه بگویم؟ که مرا ممکن است به شرک متهم کنند؟ اگر پرستش جز ذات خدا مجاز بود. بدون شک تورا می پرستیدم. تو تجلی خدایی تو تجسم صفات خدا و معیارهای خدایی تو هدف انسانیتی تو خدانیستی ولی وجود تو را جز خدا پر نکرده است. عید غدیرخم برهمگان مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 16:49  توسط جوجه اردك زشت
|
|
|