تبليغاتX
40 چله - ماجراهای دانشگاه نجف اباد

یه خبر بد

روز شنبه ۲۳/۷/۸۴ برای رفتن سرکلاس وارد دانشکده شدم که دیدم وردی خواهران و برادران جدا شده بی تفاوت وارد شدم و رفتم سر کلاس حدودو ساعت ده سر کلاس پنوماتیک بودم که دیدم سرو صدای شدید از توی راه رو بلند شده ناگهان یک عدد صندلی وارد کلاس شد و داشت می رفت تو سر استاد صالحی که گرفتیمش و بعد هجوم ۱۰ الی ۲۰ نفره ای از بچه های دختر و سر که وارد کلاس شدند و شروع کردند به شکستن شیشه ها و کندن مهتابی و نکه ها استاد که این وضع دید از کلاس فرار کرد و عده ای از بچه های کلاس همراه اونا شرئع کردن به خراب کاری منهم که وارد کلیدر که شدم که از ساختمان خارج بشم دیدم در کلیدر بسته است به ناچار مشغول تماشای کار بچه ها شدم و دیدم یکی از دخترای دانشکده مثل تارزان از سقف اویزون شده و یک لگد مهکم تو فک من کوبید علت را جویا شدم که چر ا بچه ها اینکار را می کنند که فهمیدم علت جدا کردن ورودی دخترا و پسرا بود. خلاصه بچه ها تمام شیشه های موجود را شکستن به دفتر اساتید حمله ور شدن و پروژه های بچه ها را دزدیدند شیر آب ها را کنندن و و اب تمام فضای راهرو را گرفته بود. ۶ عدد کولر را از طبقه سوم انداختند پائین دفتر سایت و مدیر گروها را هم که خراب کردنند این قضایا ادامه داشت تا ساعت دو که دکتر ساروی اومد با بچه ها صحبت کنه که دفعه اول کت خورد رفت و نیم ساعت بعد با بلیگارد مخصوص وارد شد و صحبتهایی کردد و قولهایی داد که ماجرا بلاخره راس ساعت ۴ پایان یافت

روز یکشنبه ۲۴/۷/۸۴ وارد دانشکده شدم که برم سر کلاس با خودم گفتم با اوضاع احوال دیروز یکی دو هفته ای طول می کشه تا دانشکده درس بشه و ما بتونیم بریم سرکلاس که ناگهان دیدم همه چیز ترمیم شده جویای اخبار شدم که دیدم دیشب ۱۷ تا شیشه کار شیشه ها را انداختند و تمام رسنل خدمات و تعمیرات داشتن تعمیرات را انجام می دادند سپس متوجه شدم که رئیس دانشگاه همه را به افطار دعوت کرده و وضعیت به شکل سابق برگشته بود و سرویس ها هم به حالت قبل برگشت

روز دوشنبه ۲۵/۷/۸۴ بچه ها افطاری را خردند و به صحبتهای ذکتر گوش نداده اند دکتر در گزارش به مرکز اعلام کرده اعتراض دانشجویان بر سر شهریه ها بوده و نیز ۵۰ نفر از بچه ها شناسایی شده اند

در ضمن اخبار سراسری از قول اقای هاشمی رفسنجانی قول تخفیف در شهریه ها را داده است

اطلاعات بعدی بعداٌ وارد می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 21:18  توسط جوجه اردك زشت   |